خطر ریزش آرای مردم در انتخابات پیش‌رو

بحث ریزش آرای مردم در انتخابات پیش ‎رو، به نظر می‎رسد که به یک گزینه قوی و روشن قابل تحقق بدل شده است.با توجه به تلاش‎هایی که از جانب برخی در حوزه‎های مختلف انجام شده و از سوی دیگر کم کاری‎‎هایی هم که از سوی برخی مسئولین صورت گرفته، عملاً این گزاره به یک امر کاملاً قابل پیش‎بینی تبدیل شده است.

آفتاب‌‌نیوز :

روزنامه ایران در یادداشتی به قلم محمدجواد حق‌شناس عضو شورای شهر تهران نوشت: در این میان باید به چهار گروه از آنانی که در این کارزار تلاش می‎کنند تا به نوعی به هدف و خواسته خود برسند اشاره کرد.

گروه نخست، جریان افراطی در جامعه است که تمام تلاش خود را در جهت ایجاد یأس و ناامیدی بین مردم به کار می‎برد و تنها پیامی که مخابره می‎کند این است که سیستمی که اداره کشور را برعهده دارد غیرقابل اصلاح است و به هیچ وجه تلاش‎های اصلاح‎گرایانه کمکی به بهبود آن نمی‏ کند. این جریان معتقد است که برای حل مشکلات مردم باید به روش‏هایی غیر از روش‎های اصلاح‏گرایانه که مهم‌ترین نماد آن انتخابات و صندوق رأی است، روی آورد. آنان نهایتاً با شاخص ‌هایی مانند براندازی یا شورش و یا اعتراضات خشونت‏ آمیز تلاش می‌کنند که نظم و آرامش موجود در جامعه را مورد هدف قرار بدهند و کشور را به سمت اغتشاش از درون و بیرون هدایت کنند. این‎ها بزرگ‌ترین مخالفان صندوق‎های رأی هستند و تمام تلاش خود را برای ناامید کردن مردم از صندوق رأی به کار می‏ برند. 

گروه دوم؛ افرادی هستند که به نظر می‎رسد دل خوشی از صندوق‏ های رأی ندارند؛ چراکه هر بار مردم پای صندوق‎های رأی آمده‎اند انتخابشان غیر از آن چیزی بوده که باب میل‌ این افراد بوده است. لذا باورشان این است که باید به سمتی بروند و تلاشی شکل بدهند تا اصل انتخابات برگزار شود اما جریان مخالف و یا مقابل و رقیب آنها بنا به هر دلیلی از صندوق رأی پیروز بیرون نیاید. آنها برای دستیابی به این هدف از تمام عوامل استفاده می‎کنند؛ حال یا به سراغ راهکارهای شبه قانونی مانند نظارت استصوابی و یا رد صلاحیت‎های گسترده رفتند یا تلاش کردند که جامعه را به سمتی ببرند که جریان رقیب از صندوق رأی ناامید شده تا جریان خودی نتیجه مطلوب را از صندوق رأی بیرون بکشد.

گروه سوم هم منتخبانی هستند که وقتی از مردم رأی گرفتند و توانستند از موانع موجود برای رسیدن به قدرت عبور کنند، وعده‎های خود به رأی دهندگان را به فراموشی می‎سپارند. چرا که آنان به دلیل برخی از ملاحظات و محافظه‎کاری‎ها که گمان می‌برند اقدامات در جهت تحقق وعده ‏های مردم، برایشان هزینه‎بر باشد از پیگیری مطالبات کنار کشیدند و عملاً یک نوع بی‌عملی را در دستور کار قرار دادند و از این بابت خیل عظیمی از مردم را از صندوق رأی ناامید می‌کنند. 

اضافه بر این سه دسته داخلی، جریان بیرونی هم قرار دارد که تمام تلاش خود را برای کاهش مقبولیت نظام سیاسی دنبال می‎کند و شاید مهم‌ترین اتفاقی که می‎تواند این گروه را به جهان عرضه کند، عدم مشارکت مردم در انتخابات است بلکه از این راه نهایتاً بتواند مواضع خود را دنبال کند و به نتیجه برساند. جای تاسف است که بگوییم این چند جریان در کنار یکدیگر و در یک اتحاد نانوشته، تاکنون این توفیق را به دست آورده‌‌اند که مردم را نسبت به حضور در پای صندوق‎های رأی ناامید کنند و به نظر می‎رسد این روندی که همچنان ادامه دارد اثربخش هم باشد. 

بنابراین شرایط به گونه‌‏ای است که باید بتوانیم برای عبور از این بحران برنامه‎ریزی کنیم و به نتیجه هم برسیم. بخشی از این برنامه‌‏ریزی‌ها برای برون رفت از این وضعیت، به حاکمیت بازمی‎گردد. حاکمیت باید بتواند با جریان تندرویی که با صندوق رأی بیگانه هستند برخورد کرده و جلوی روند تخریبی آنان را بگیرد. 

در بخشی دیگر، جریان اصلاح ‏طلبی که از مردم رأی گرفته‎اند باید از بی‎عملی خود فاصله گرفته و به آن وعده‏‌هایی که داده وفادار بماند و نگران هزینه‎های احتمالی رفتارهای خود از سوی جریان حاکم بر قدرت نشود. از جریان برانداز بیرونی هم که دیگر انتظاری نیست. تنها باید با هوشمندی برای خنثی‎سازی اقدامات آنان تلاش کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *